فارغ از اینکه پدرتون انسان بامحبتی هست یا نیست و از جایگاه و ثروتش چیزی به شما میرسه یانه، تصورتون از پیدا شدن دوست دختر یا دوست پسر، یا همسر چیه؟
فوری میرید وسط خیابون و با یک نفر دوست میشید؟ به پیشنهاد هر کسی در اینترنت، از هر شهر و هر خانواده و هر سطح مالی ای، برای دوستی، گوش میدید؟؟ یا کلی تصور و تخیل نسبت به یک فردِ ایده آل و در سطح و شان خودتون دارید؟
اگر بابت پیدا نشدن فرد ایده آل، ناراحت باشید و غصه بخورید و در یک فضای مجازی مطرح کنید، و بعد ببینید افردی، بدون شناخت، فکر میکنند که برای شما کلا هیچ گزینه ای نیست و شما به هر کسی راضی هستید، و بعد نصیحت کنند، یا کسانی از روستاها و شهرهای دور که خیلییییی با شما فاصله ی سطح و جایگاه دارند، به شما ابراز علاقه می کنند و فقط این افراد پیگیر ارتباط با شما باشند، آیا حرص نمی خورید و ناراحت نمیشید؟
.........
پ.ن: حتما اگر در چنین خانواده ای باشید که دوستان و محفل هاتون چند لوِل از افراد معمول جامعه بالاتر هست، ناخواسته فکر میکنید که آپشن های من برای انتخاب یک همسر، بسیار بیشتر از افراد عادی جامعه ست و طبیعتا باید آرزوی افراد خوش چهره و خوش تیپ و ثروتمند جامعه باشم. پس قطعا اگر کسی پیشتون نباشه، بیشتر از سایر افراد جامعه، بابت تنهایی غصه می خورید. حالا اگر پدرتون، رفتاری پایین تر از پدرهای معمول و سطح پایین جامعه داشته باشه، اون وقت حرص می خورید که هم باید محدودیت فرزند مفهوم مشاهیر تعریف بودن رو تحمل کنید و هم نمی تونید از مزایای فرزند مفهوم مشاهیر تعریف بودن، استفاده کنید! اگر هم به کسی در مورد رفتارهای عجیب چنین پدری بگید، به جای درک جایگاه و موقعیت تون، شما رو پایین تر از افراد معمول جامعه در نظر میگیرند!
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری