همه میدونن که هدف جنگ ۱۲ روزه و بعد جنگ اخیر ۴۰ روزه، سرنگونی جمهوری اسلامی بود. همه تصور میکردند که با کشته شدن شخص رهبری نظام، حکومت فرو بپاشه و از بین بره. تحلیل خود من هم همین بود و میگفتم انقدر این مدت ۳۷ سال رهبریِ آقای خامنه ای همه چیز رو به خودش وابسته کرده که اگر روزی فوت بکنه، نه تنها نظام که کل کشور فرو میپاشه.
اما چرا این اتفاق نیفتاد؟ چرا یک فرمانده نظامی یا یک مسوول سیاسی حتی در رده های پایین هم به طیف مخالفین نپیوستند؟ علتش بطور خلاصه در دو چیز هست: ۱- حمله ی خارجی، ۲-اپوزیسیون به درد نخور. یعنی شاید اگر در یک حالت معمولی، خود مردم معترض در خیابان میبودند و از داخل کشور کسی رهبری مخالفین رو برعهده میگرفت، از طرفی آمریکا و اسراییل هم دخالتی نمیکردند، قابلیت به برآیند رسیدن بود، ولی وقتی همین معترضین، شدیدترین راه که خشونت هست رو انتخاب میکنند و بعد، از آمریکا و اسراییل درخواست حمله میکنند، یعنی گور خودشون رو کندند.
خیلی برام جالب توجه بود که مخالفین عمدتاً سلطنت طلب یا هوادار پهلوی، اصلا به دنبال جذب توده های مردم نبودند. اصلا نمیخواستند که انقلابی توسط خود مردم شکل بگیره. اساسا لازمه ی انقلاب اینه که مردم رو از آینده نترسونی، وقتی شما به اکثریت مردم انگ مزدوری حکومت رو بزنی و بگی اگه ما بیایم تک تک تون رو از تیر چراغ برق آویزون میکنیم، وقتی به دین و اعتقادات بخش زیادی از مردم توهین کنی، وقتی که قرار باشه که همون بسیجی و نظامی رو وسط خیابون لخت کنی و تیکه پاره کنی و جسدش رو آتیش بزنی، هیچ گروهی به تو نخواهد پیوست و انقلابی هم نخواهد شد.
احمقانه تر اینکه، اینها به صراحت میگفتند که قرار نیست یک اتفاق و رویداد صد درصد مردمی درکار باشه، میگفتند یک حمله ی خارجی هست (عین بازی کامپیوتری که انگار دکمه رو بزنی اینو برداری) و بعد، رضا پهلوی روی کار میاد. حتی فرض کنیم این مدلی و زورچپونی هم پهلوی رو بخواید بیارید، اینجا با حداقل ۱۵-۱۶ میلیون حامی سرسخت نظام چه کار میکردید؟ کسی که توی چهل شب جنگ، از بمبارون نمی ترسید و وسط میدون پرچم میچرخوند، یعنی حاضر بود برای نظام جونش هم بده.
اتفاقا این کار پهلوی چی ها و براندازان رادیکال باعث شد که خیلی از اقشار مخالف نظام و رهبری، و خیلی از خانم های بی حجابی که سر اعتراضات مهسا امینی به خیابون اومده بودند، حالا در دفاع از حکومت یا بهتر بگم بر علیه جنگ و برعلیه اپوزیسیونی که خواهان جنگ بودند، به میادین اومدند.
....
پ.ن:
۱- به نظرم همونطورکه جمهوری اسلامی، حامیان پهلوی رو دست کم گرفته بود و یکدفعه در دی ماه غافلگیر شد، خود مخالفین و در راسشون پهلوی چی ها هم جمهوری اسلامی رو خیلی دست کم کرفته بودند و چون همین ها به ترامپ و نتانیاهو مشاوره میدادند، اونا رو هم به اشتباه انداختند. ج.ا پدر حزب الله و حماس و حوثی هاست، ج،ا حامی بشار اسد بود و طی ده سال معترضین سوریه بخاطر حمایت ج،ا نتونسته بودند بشار رو سرنگون کنند، اون وقت براندازان چطوری تصور میکردند وقتی هنوز بچه ها و نیروهای نیابتی ج.ا هستند و از بین نرفتند، یکهو با چند حمله نظامی، این نظام فرو می پاشه؟!
۲- من بهترین موضعگیری های این مدت رو اول از محسن چاووشی دیدم و بسیار باهاش در مورد این «وسط بودن» همدل و همنظرم. بعد محسن نامجو بود که خیلی قشنگ این اعتراضات دی رو با اعتراضات سال ۸۸ مقایسه میکرد و میگفت اون زمان اصلا بحث کشتن و تیکه پاره کردن نبود. از مواضع دکتر سروش هم خیلی خوشم اومد، با اینکه دکتر سروش کسی بود که زمانی طناب دار آورده بودند تا وسط سخنرانیش توی دانشگاه امیرکبیر اعدامش کنند، حالا از رزمندگان پای لانچر و کسانی که نذاشتند دست بیگانه به ایران برسه تجلیل میکرد. حتی این مدت کسی مثل توماج صالحی هم حرف درستی میزد که میگفت هیچگاه جنگ و حمله خارجی برای ما آزادی و دموکراسی نمیاره. این مدت خیلی ها بیدار شدند و خیلی ها که دلشون برای وطن و کشور میسوخت، موضع درستی گرفتند، ولی افسوس که هنوز عده ای هستند که باوجود این همه خسارت به کشور، روی موضع خودشون علیه کشورشون هستند.
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری