خرید بک لینک

یک سوالی که از روز ۹ اسفند تاحالا ذهنمو درگیر کرده و جوابشو نگرفتم اینه که چرا آقای خامنه ای دقیقا توی بیت رهبری که تابلوترین مکان بود، مستقر و مشغول کار روز‌مره بود؟

هرچی که در مورد شهامت و شجاعت ایشون تا حالا گفتند، یا بعضیا روایت کردند که رهبری گفته وقتی مردم پناهگاه ندارند من چرا باید برم پناهگاه، یا بعضی ها گفتند خودش مسیر شهادت با اعضای خانواده رو انتخاب کرد، برای من قابل پذیرش نیست.

ایشون سه روز قبل از این اتفاق توی بیت رهبری یک سخنرانی کرد و گفت اگه اونها ناو دارند ماهم سلاح هایی داریم که بهشون سیلی میزنیم. از همین جمله دوتا نکته درمیاد:۱- جامعا مطلع بود که به‌ زودی جنگ میشه، ۲- اعتماد به نفس بالایی داشت و اهل اینکه بخواد منتظر به ایسته که موشک بخوره و این مدلی از دنیا بره نبود.

نکته ی مهم، حفاظتی بود که طی این ۳۷ سال برای شخص اول‌ مملکت تدارک دیده بودند. این حفاظت خیلی گسترده و خیلی پیچیده و دارای لایه های قدرتمندی بود. اگر رهبری میخواست حفاظت از جان خودش رو نادیده بگیره ،‌باید طی این ۳۷ سال نادیده میگرفت. یعنی یقین دارم که طی جنگ دوازده روزه واقعا از پناهگاه هم استفاده کرده ولی چرا وقتی همه ی عالم و آدم میدونن که هدف اصلی جنگ آینده ، شخص رهبر هست،‌ خودش اعتنایی نکرده؟

یک سخنرانی هم از حاج آقای رفیعی (روحانی سخنران بیت رهبری) بیرون اومد که میگفت در مذاکرات به ایران اطمینان داده بودند که جنگی نخواهد شد و به همین دلیل رهبری مشغول امور روزمره بوده. این حرف هم برای من قانع کننده نیست، چطور ممکنه رهبری انقدر راحت گول بخوره و به حرف کشورهای دیگه اعتماد کنه؟

حسم‌ و تحلیلم اینه که اشتباه محاسباتی یا اعتماد به نفس بسیار بالا از اینکه اسراییل یا امریکا جرات زدن رهبری رو ندارند، باعث این بیخیالی شده، وگرنه رهبری به هیچ وجه حتی حاضر نبود در قدرت کسی‌ رو‌ با اندک زاویه فکری ‌راه بده چه برسه به اینکه مثلا بگه چون سنم بالاست ، پس شهادت که بهتر از فوت در بستر هست رو انتخاب کنم. ولی هرچی که بود، برآیند ی این اتفاق حفظ و تثبیت بیشتر نظام بود‌. شخص رهبری هرگز نه مثل بشار اسد فرار کرد، نه مثل صدام حسین از مخفیگاهش بیرون کشیده شد، نه مثل مادورو دزدیده شد، نه مثل قذافی با حالت فجیع توسط معترضینش کشته شد، بلکه نوع رفتنش از دنیا خیلی عزتمندانه و بدون وادادگی‌ بود.

....

پ.ن: جدای از بازده خوب یا بد رهبری، این نوع ترور شخص اول حکومت اصلا مشروع کار و قانونی نبود. اون هلهله و شادی و رقص عده ای از مردم با شنیدن این خبر، اگرچه بدلیل فشارها و‌بعضاً عزیزانی که از دست دادند قابل درک‌ بود، اما اصلا جالب نبود ‌و این پیغام‌ رو به کشور دشمن داد که مردم از این بمباران رضایت دارند. این شد که جنگ چهل روز ادامه داشت و دودش به چشم خود مردم هم رفت. ضمن اینکه کشتن شخص اول کشور ما توسط‌ دولت متخاصم، توهین به خود ایران و ایرانی هم بود که ببینید بالاترین مقامتون رو کشتیم! فارغ از اینکه از خامنه ای خوشمون بیاد یا بدمون بیاد، اون رییس کشور بود و مقامات عالی کشورها معمولا مصونیت دارند و در هیچ‌ زمانی و هیچ جنگی، اینکه کشوری به خودش جرات بده مقام اول‌ یک کشور رو ترور کنه اونهم وسط‌ مذاکره، از استثنائات و بی عدالتی های دنیاست.

برچسب: نویسنده: مینا حیدری تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 19:40

صفحه بندی