
دیروز نرگس موسوی، دختر میرحسین موسوی توی صفحه ی اینستاگرامش کامنت تهدیدآمیز یک نفر رو گذاشته بود که هم ناراحت کننده بود، هم نکته داشت. این فرد که گویا مخالف کل نظام و طرفدار براندازی هست، گفته: «امیدوارم تمام اعضای خانوادت تیکه تیکه بشن... رژیم عوض بشه کل خاندانت با طرفداران نظام را زیر و رو میکنیم...»
فکر کنید میرحسین موسوی به خاطر مخالفت با خواست رهبری در سال 88، الان نزدیک 8 ساله که در داخل خونه ش زندانی هست، اون هم فقط به خاطر اینکه نمی خواست پشت مفهوم مردم تعریف رو خالی کنه و تمام خانوادش بابت این موضوع دچار رنج و عذاب شدند. خواهر زادش رو در سال 88 ترور کردند، دامادش - که شوهر همین نرگس خانم میشد - رو مجبور به طلاق گرفتن از همسرش کردند. با این حال، از دید یک عده ای، ایشون هم فقط به این علت که زمانی نخست وزیر جمهوری اسلامی بوده، مجرم محسوب میشه و باید به صورت خشن باهاش رفتار بشه! (و گویا سرنوشت هویدا نخست وزیر شاه که اواخر حکومت پهلوی زندانی شد و با پیروزی انقلاب در زندان بود و اعدام شد، در انتظار موسوی هست!)
وقتی کامنت اینجور آدما رو می بینم، فکر میکنم که اصلا اگر طرفدار جمهوری اسلامی باشیم، خیلی بهتر هست تا اینکه بخوایم با مخالفت، باعث روی کار اومدن یک همچین دیوهای وحشتناکی بشیم! اصلا مفهوم برای تعریف مفهوم کدوم تعریف مفهوم مردم تعریف داریم مفهوم هزینه تعریف میدیم؟ مردم قدر نشناسی که متوجه نیستند اگر میرحسین موسوی اون ایستادگی رو در سال 88 نمی کرد، خیلی ها جرات انتقاد و اعتراض پیدا نمی کردند و اگر دنبال قدرت بود قطعا خیلی راحت می تونست سکوت کنه تا لااقل از مجمع تشخیص اخراج نشه و راننده و محافظ و حقوقش رو داشته باشه! نه اینکه از زندگی عادی هم محروم بشه. اون وقت یه عده ای که حتی یک سیلی و باتوم و فحش هم نخوردند، حالا مدعی براندازی شدند و به کسانی که سال 88 زندان رفتند، فحاشی می کنند!
یعنی حساب کن، تفکرات یکسری از اپوزیسیون، دقیقا مثل اطلاعاتی ها و انصار حزب الله هست که سال 88 میخواستند موسوی رو بکُشن! ... هر چی که هست، هدف هر دو ، استحکام نظام هست، چون مردم عادی که اعدام های اول انقلاب توسط خلخالی رو تندروی می دونن، اگر ببینند که یکسری از براندازها هم دقیقا قرار هست همین شیوه رو بعد از براندازی نظام با هر آنکه سابقا در قدرت بوده، اجرا کنند، قطعا به صف معترضین نمی پیوندند و این بهترین گزینه مفهوم برای تعریف حاکمیت هست.
..........
پ.ن: یک نفری هم اخیرا در کامنت هاش، من و پدرم رو سارق نامیده! وقتی این آدمای احمق رو می بینم و یاد مفهوم هزینه تعریف دادن های خودم و خانوادم در سال 88 می افتم، توی دلم میگم: آخه برای چه کسی داریم انقدر هزینه میدیم؟ زجر و بدبختی و محدودیتش برای ما باشه، عشق و حال و راحتیش برای باقی مردم، آخر سر به ما بگن دزد و آقازاده و چه و چه؟!!! گویا باید نسبت به وضعیت فقر و گرونی و مشکلات مردم بی تفاوت باشیم و بگیم به جهنم! هر کسی رو دستگیر کردند یا کشتند، به ما چه! وقتی که قرار هست آخر سر، من نوعی رو به جرم اینکه پدرم در انقلاب نقش داشته محاکمه کنند، همون بهتر که این سیستم بمونه و هر بلایی میخواد سر مخالفینش بیاره!
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری