سوالی که از نوجوونی، همش برام ایجاد میشه اینه که چرا هیچ دختری من رو دوست نداره؟ و چرا دخترها در قبال دوست داشتن ما پسرها، ازمون پول میخوان؟
همش میگم مگه اونا هم مثل ما انسان نیستند؟ مگه مثل ما عاطفه و احساس ندارند؟ و مگه مثل ما نیاز به جنس مخالفشون ندارند؟ پس چرا ما دوست داریم رایگان به یک دختر محبت کنیم اما تا حالا نشده که دختری رایگان به پسری محبت کنه وعلاقه مند بشه؟
آیا منِ پسر، از گربه هم برای دختر ها جذابیتم کمتره؟ دخترها حاضرند سگ و گربه داشته باشند اما با من نباشن. کاش می فهمیدم علتش چیه؟ مگه سگ و گربه پول میدن به دختر؟
.....
پ.ن: وقتی برادرم با نامزدش میان خونه ما، پیش خودم میگم که منم دوست داشتم الان یک دختر کنارم می نشست و با من بگو بخند میکرد و با علاقه بهم نگاه میکرد و ازم می پرسید. بعد که می بینم شرایط مالی و تحصیلی دخترها رو ندارم، برام سوال میشه که چرا اگر یک پسر به مشکل بخوره و گرهی توی زندگیش پیش بیاد، خود دخترها هم دیگه سمتش نمیان؟ اون پسر وقتی دبیرستانیه، فکر میکنه پدر و مادرم من رو درک نمیکنن ولی حتما دختری در سن و سال من میتونه بهترین همدم و رفیقم باشه. اما دخترها فقط به خروجی پسر کار دارند و کاری به اینکه دقیقا اون پسر محبت دختر رو میخواد، ندارند. امثال من بدون اینکه شیطون یا خلافکار یا اهل فریب دخترها باشیم تنهاییم، چون راست زندگیمون رو تعریف میکنیم به این هدف که یکی درکمون کنه ومتوجه خلاء عاطفیمون بشه، اما نه اون خلاء برطرف میشه نه اصلا کسی از ما خوشش میاد.
من اگه روزی خودکشی کردم بدونید که اگر فقط یک دختر زیبا دوستم میداشت نه تنها این اتفاق نمی افتاد که جزو افراد خیلی موفق جامعه میشدم. فقط کافی بود اعتماد به نفس آدم بر میگشت و کسی به آدم توجه میکرد.(اینها رو با تمام اندوه و آه مینویسم)
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری