من فکر نمیکنم ویژگی های فردی و اخلاقیم طوری باشه که هیچ دختر زیبایی از من خوشش نیاد.
یعنی خودم رو که می بینم، حس میکنم میتونستم عشق یک دختر باشم، و میشد دختری هم از من خوشش بیاد.
فقط حدس میزنم که کسی من رو نمیشناسه وفقط صرفا بر طبق حرفهام، و اون برداشتهای اشتباه، قضاوت میشم. شاید اگر یک نفر در دنیای واقعی من رو میدید، از من خوشش میومد و نیاز به این همه نوشتن از جزییات نبود. چون نوشتن و گفتن بیش از حد، حتی زدگی ایجاد میکنه.
احتمالا من بدشانسم، چون می بینم که دخترها با خیلی از پسرهایی که شرایطشون یا تیپ و چهرشون از من بدتره دوستند،ولی من تنها هستم. و من نمیدونم چطوری باید یک دختر من رو میدید تا از من خوشش میومد.
آیا همینکه دروغ نمیگم،همینکه دخترا رو دوست دارم و بهشون بها میدم، همینکه عاطفی ام، همینکه گرم ام، همین که آروم و مثبتم نمیتونست برای بعضی دخترها جذابیت داشته باشه؟ خودم واقعا نمیدونم ، ولی مطمئنم حقم این نوع زندگی توی تنهایی و با فشار روحی زیاد طی این همه سال نبود.
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری