من احتمالا تنهاترین فرد دنیا هستم. نه دوست همجنس دارم، نه دوست دختر عمومی داشتم، نه دوست دختر واقعی و عشق، نه زن دارم ، نه خانواده ای که دوستم داشته باشند.
همیشه فکر میکردم ازدواج یعنی دختری که هم دوست صمیمیته، هم دوست عمومی، و هم نیاز جنسیتو برطرف میکنه. اما ازدواج در ایران ربطی به نیاز جنسی و عاطفی نداره. میگن نیاز جنسیت رو خارج از ازدواج با دخترهای دیگه خواستی برطرف کن. نیاز عاطفیت هم از پدر و مادرت بگیر. اما هر وقت خواستی ازدواج کنی، یعنی یک قراردادی امضا میکنی که در قبال این مقدار سکه و پول، بهت سرویس جنسی یا عاطفی داده میشه!
یعنی اگر خجالتی بودی و تو هم مثل پسرهای ۱۸-۱۹ ساله،شدیدا به جنس مخالف احتیاج داشتی، برای یک بار لمس کردن یک دختر و اینکه مو و اندامش رو از نزدیک ببینی، باید پول بدی!
......
پ.ن: در این روزهای احتمالی آخر عمرم، اگه بهم میگفتن که چه کاری رو دوست داشتی قبل از مردنت میکردی؟ جواب میدادم: دست یک دختر زیبا و ناز رو میگرفتم و بغلش میکردم! دیگه جز این هیچ آرزویی در این دنیا نداشتم. حالا هم که دیگه کرونایی شدم و این کار رو هم نمیشه قبل مرگ کرد.
برچسب:
نویسنده: مینا حیدری