خرید بک لینک

چند شب پیش، با برادر کوچکترم، سر صحبت های «عارف» خواننده، راجع به امام علی صحبت میکردیم. عارف توی کنسرت اخیرش گفته: «مثل سگ پشیمونم که قبلا برای امام علی آهنگ خوندم چون فردی بوده که در یک شب هفتصد نفر رو کشته. یک همچین موجودی اصلا انسانه؟» بعد هم جمعیت براش کف میزنن و چند نفر میگن: نه، حیوونه! بعد عارف میگه: محمد و علی رو ول کنید، خودتون رودریابید.

من وقتی این کلیپ رو دیدم، ناراحت شدم، اما برادرم از این حرفها و اینکه کلا اسلام، دین خونریزی و کشتن و تحجر و بی منطقیه ، با حرارت دفاع میکرد. و میگفت: شما مسلمونا، ماله کش هستید! و اینکه قرآن همش (پناه بر خدا) مُهمَل و خرافات گفته!

حالا من خودم، مدتی هست که دیگه به مذهبی بودن سابق نیستم و به خیلی از حرفهای دین شک دارم ، البته نماز میخونم و روزه میگیرم و به چارچوبی که دین گفته عمل میکنم. منتها برای رد حرفهای برادرم - که در واقع علت دینداری خودم در حال حاضر هست - چیزی رو گفتم که جوابی براش نداشت. گفتم:

قرآن ۶۶۶۶ آیه و ۶۰۰ صفحه ست. فرض بگیریم که ۱۰۰ تا آیه داره که در مورد جهاد و کشتن و عذاب الهی و احکام سختگیرانه ست که به قول تو به درد نمیخوره، اما ۹۰ درصدش یا داستان تاریخیه، یا در مورد آفرینشه، یا در مورد پیامبرانه و وقتی معانی فارسیش رو میخونی، حس خوبی بهت به دست میده. تو ۹۰ درصدش که حرفهای خوب میزنه رو، ول کردی میگی کل قرآن چرت و پرته؟

میگه: من تمام قرآن رو ۴ بار با معنیش خوندم، هیچ جاش حرف خوبی نمیزنه!

گفتم: پس معلومه اصلا نخوندی واز روی جو و فشاری که بهت اومده یک حرفی میزنی. در قرآن به چیزهای خوبی توصیه شده که با عقل هر بنی بشری، خوبه. مثلا «لایسخر قوم من قوم» که یعنی همدیگه رو مسخره نکنید، یا غیبت نکنید، دروغ نگید، دزدی نکنید، مال حروم نخورید، زنا نکنید، لواط نکنید، به مستمند کمک کنید، از نجاست و ناپاکی دوری و غسل کنید، حرف خوب بزنید و و و .

داداشم میگه: خب آدم میتونه دین نداشته باشه ولی آدم خوبی باشه و هرکسی بی دین بود الزاما دروغگو ودزد و فاسد نیست.

گفتم: این حرف درست، اما فرض بگیر که یکی به این چارچوب، مقیده و به این دید نگاه میکنه که جهان آخرتی هست، ثواب و جزایی هست، این عمل گناهه و عذاب وجدان میگیره. همچین آدمی، درسته که محدود میشه، اما در رفتارش با دیگران بیشتر مراعات میکنه، تا فردی که به هیچ دین و مذهب و چارچوبی مقید نیست.

گفتم: برای مثال، من که مدرسه میرفتم چون اعتقاد به خدا و قیامت داشتم، سعی میکردم راستگو باشم، بچه ها رو اذیت نکنم، حرف گوش کن بودم، اما هرچی بچه ی شر و شیطون در کلاس بود که یهو شلوار یکی رو پایین میکشید، الکی کسی رو کتک میزد، کیف و لوازم کسی رو میدزدید، می دیدیم که هیچ قید و بندی هم نداره.

برفرض اگه من از الان بگم: دیگه هیچ دینی ندارم و همه چیز آزادِ آزاد، اون وقت باید بگم: هرکسی فقط به فکر خودشه و منم فقط به فکر حال و هول خودم و زندگی این دنیای خودم باشم. نتیجه این میشه که دیگه س ک س با هر دختری آزاد، مشروب آزاد، دزدی آزاد، قتل آزاد. هیچ چیزی حد یقف و پایانی نداره و امکان انجام هر خلافی در ذهن آدم، فراهم میشه. اون وقت این چه دنیایی میشه: آیا اسمش قانون جنگل نیست؟ کسی دیگه به کسی رحم میکنه؟

برادرم هیچ حرف و نکته ای برای توضیحات من نداشت و فقط گفت: «میشه آتئیست نبود ولی دیندار هم نبود و بگیم خدا و قیامت هست ولی مابقی حرفهای دین غلطه.» علی ایحال، من با اینکه خودم از خانواده ی مذهبی ضربه خوردم و بابت این موضوع محدود شدم،اما فکر میکنم خیلی ها اسم مذهب رو یدک میکشن، وگرنه تا به حال آدم های مذهبی واقعی و مقید حقیقی ندیدم که حقی از مردم ضایع کنند یا دزدی کنند یا فساد و فحشا کنند. دیندارانی که ساده تر بودند و حرفهای قرآن رو دربست پذیرفتند، همگی انسان های مظلومی هستند که آزارشون به مورچه هم نمیرسه. اما کسانی که مثلا دیندارند ولی زرنگن و راه شیادی رو با کلاه شرعی بلدند، همزمان دزدی هم میکنن، آدم هم میکشن.

.......

پ.ن: به عنوان یک ناظر بیرونی که اصلا مسلمان هم نباشه، در امام حسین چی می بینیم؟ جز مظلومیت و خوبی و پاکی و صداقت، چیزی هست؟ و جز اینکه به ناحق و ظلم کشته شده؟ چرا باید عملکرد دوتا آخوند و حکومت رو به دین ربط بدیم؟

برچسب: نویسنده: مینا حیدری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:04

صفحه بندی