خرید بک لینک

در تکمله ی پست قبل:

من میفهمم که به مردم فشار اومده، چه از نظر اقتصادی چه آزادی های اجتماعی. میدونم که خیلی ها بابت رفتار غلط حاکمان دینی، از خود دین اسلام و امامان شیعه متنفر شدند و حتی در بعضی نقاط به حسینیه ها و مساجد حمله کردند و قرآن ها رو آتیش زدند. خود من هم گاهی انقدر از همه نظر روم فشار هست که همه ی تقصیرها رو به گردن دین میندازم. میدونم که برای سرکوب اعتراضات و کشتن افراد بی دفاع، یک عده ای از تربیون دارهای مذهبی، از قرآن و امامان مصداق میارن و باعث نفرت بیشتر مردم میشن. و میدونم که خیلی از مردم عادی، دیگه از آخوند و چادری و مذهبی متنفر شدند.

اما ما مسلمونهای شناسنامه ای و ارثی، هیچ وقت از بچگی پیرو کسی که آدم میکشته ( ولو اون فرد مخالف یا دشمنش بوده) نبودیم و به ما در مدرسه هامون نگفتند که باید کسی رو که مخالفمون هست بکشیم. پیامبری که به ما در کتب دینی معرفی کردند، «اسوه ی حسنه» بوده. کسی بوده که بر سر و صورتش شکمبه ی گوسفند میریختند، و وقتی این دشمنش مریض میشده به عیادتش میرفته. این پیامبر کسی بوده که موقع سجده ی نماز، به قدری طول میداده که نوادگانش (حسن و حسین) روی کولش سوار بشن و بازی کنن. محمد بن عبدالله، برای «مکارم اخلاق» به پیامبری رسیده و کسی بوده که با اخلاق نیکو و نفوذ در قلب مردم، افراد رو به دین دعوت میکرده نه با شمشیر.

ما وقتی بچه بودیم، امام علی رو با آیه ی «و یطعمون الطعام...» شناختیم که وقتی روزه بود، خودش افطار نکرد وغذاش رو به مسکین و یتیم و اسیر داد. امام علی ای که به من شناسوندند کسی بوده که وقتی حاکم بوده، شبها به صورت ناشناس دم خونه ی فقرا میرفته و بهشون شیر یا غذا میداده. کسی بوده که موقع جنگ با دشمنش، وقتی که طرف مقابل به مادرش فحش میده و تف میکنه، در حالیکه میتونسته طرف رو بکشه، شمشیر رو از روی فرد برمیداره و میگه چون خشمگین شدم، ترسیدم که به خاطر خودم، این فرد رو بکشم. کسی بوده که برای قاتلش ، به فرزندش توصیه میکنه که جز یک ضربه نزنه و تا وقتی اسیر هست، آزارش نده.

پیامبر اسلامی که من شناختم تا وقتی خدیجه زنده بود همسر همزمانی نداشت و اگر قصدش از ازدواج های متعدد ، کامجویی جنسی بود، باید به جز فاطمه ی زهرا ، ده ها بچه ی دیگه هم میداشت!

حضرت علی ای که من شناختم هم، تا وقتی همسرش زهرا زنده بود با کسی ازدواج نکرد و از گل نازکتر به همسرش نگفت و کلامش در نهج البلاغه درس زندگی و مردم داری میده.

من نمیدونم این خونخوار بودن و زنباره بودن و وحشی بودن ائمه ، چطور یکدفعه باب شد؟ این افراد پشیمون از دین، تا قبل از این خبری از این همه بدی و خشونت نداشتند، یکدفعه تاریخ رو مطالعه کردند وفهمیدند که گول خوردند؟! حتی اگر مصادیق تاریخی در مورد جواز قتل و کشتار و برده داری و کنیز داری صحیح باشه، هیچ وقت ندیدم در مادر مومن من ، علاقه به آزار دادن مورچه ای وجود داشته باشه یا در مسلمانان اطرافم دیده باشم که به دنبال برده وکنیز گرفتن باشند.

چیزی که از دین وائمه به ما یاد دادند، سراسر محبت، انسانیت، جوانمردی، خوشرویی و پاکی و صداقته. اگر دین غیر از اینها باشه من هم نسبت بهش کافرم و انقدر احمق نیستم که از وحشی گری و قتل وغارت وتجاوز دفاع کنم.

.....

پ.ن: وقتی در حکومت حضرت علی، یک دزد، خلخال رو از پای زن یهودی کَنده و برده و خبر به حضرت رسیده، گفته: اگر از غصه بمیرم رواست، یعنی اولا حجاب ، اجباری نبوده تا جایی که زنها میتونستند پابند طلا وزیورآلات داشته باشند، و ثانیا حتی با زن یهودی هم رفتار خوبی داشتند. حالا اینکه الان برای زن مسلمانش هم گشت ارشاد درست کردند و تحقیر میکنن و مخالفینشون رو میکشن، باید ببینیم چه نسبتی با حضرت علی دارند؟ حضرت علی ، تمایل به حکومت رو به آب بینی بز تشبیه کرده و گفته مادامی که مردم منو نخوان ، خلیفه نمیشم. حالا چطوری بعضیا حاضرن با کشتن مردم حکومت کنند و خودشون رو پیرو امام علی بنامن، در عجبم!

برچسب: نویسنده: مینا حیدری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:04

صفحه بندی