خرید بک لینک
مردمان هر شهری از ایران، به یک ویژگی مثبت یا منفی مشهور شدند. میگن: اصفهانی ها خسیس ان، مشهدی ها دروغگو ان، لرها ساده ان، جنوبی ها خونگرمن، رشتی ها بی غیرت ان، ترک ها غیرتی ان، شیرازیا بی خیالن، کرمانیا اهل دود و دمن، قمی ها بد دهن ان، قزوینی ها شهوتی ان و ... .

البته همه جا خوب و بد داره و همه نوع آدمی پیدا میشه. ولی این ویژگی ها تا حد زیادی درسته و در اکثر مردم اون شهر جزو ویژگی غالب بوده که دیگران راجع بهش گفتند. بیشترش هم به جغرافیا بر میگرده و اینکه هر شهر، در چه موقعیتِ سختی و راحتی قرار داشته باشه و به خاطر وفور نعمت یا خشکسالی و قحطی یا چسبیده به مرز بودن، یا حضور مسافر و گردشگر ، خصوصیات مردم اون شهر هم تغییر کرده.

اما همه ی اینا رو بریزید دور. من هر جا میرم تا اسم "اراک" رو میارم، همه می ترسن! و میگن: " مفهوم اراکی تعریف دیدی فرار کن!" این مردمان چرا انقدر ویژگی منفی دارند؟ از اونجایی که پدرم و اقوام پدریم مفهوم اراکی تعریف هستند، باید بگم مجموع صفات بد از جمله: مفهوم بدجنس تعریف ی، خسیسی، هیزی، رک گویی و بددهنی، دروغگویی، بداخلاقی، و بی عاطفگی، جزو خصوصیات بارز اکثر آدم های اونجاست.

به نظرم اگه اصفهانی ها خسیس باشن، به گَردِ پای اراکی ها نمیرسن. مشهدی ها اگر مفهوم بدجنس تعریف باشن، شاگردِ کلاس اولِ اراکی ها هم محسوب نمیشن و الی آخر.

حالا مادرم ترک و اصالت تبریزی داره و خانواده ی مادریم اکثرا افراد خوش مشرب، خوش تیپ، برونگرا، اجتماعی، و با اخلاق هستند. هر چند اونها هم ویژگی های منفی دارند، ولی همین تضاد فرهنگ بین دو قوم آذری و اراکی، باعث شد از بچگی دائما کتک کاری پدرم با مادرم، و توهین و نفرت از قومیت همدیگه رو بشنوم و خیلی آسیب دیدم.

...........

پ.ن:

1_ تفاوت جالب فامیل مادریم با فامیل پدریم اینه که، در خانواده ی پدریم اصلا ازدواج زودهنگام مرسوم نیست و معمولا همه بالای 30 ازدواج می کنند و میگن پسر باید تماما مستقل باشه و زجر بکشه و خانوادش هیچ کمکی نمی کنند. اما در خانواده ی مادریم، همه در حول و حوش 20 سالگی و با کمک خانوادشون ازدواج می کنند.

2_ اراک که میگم، منظورم کل استان مرکزیه. معلم هندسه و حسابانِ سوم دبیرستانم که بسیار بد دهن و بدجنس بود و باعث نفرت من از درس شد، یک آدم اهل آشتیانِ اراک بود. خیلی های دیگه دیدم که اهل این استان هستند، از باغبون گرفته تا استاد دانشگاه و غیره، که همین ویژگی های منفی رو دارند.

3_ حتی اون اراکی هایی که آدم های خوبی به نظر میرسن، باز یه سری کارا بینشون مشترکه که آدم تعجب میکنه. مثلا رفتم دیدم توی خونه ی عمه هام، ساعت هاشون رو بعد از پاییز، یک ساعت عقب نکشیدند. درست همون کاری که بابام میکنه تا مثلا زودتر بیدار بشه! یا مثلا دائما برق ها رو خاموش میکنن تا از نور آفتاب استفاده کنند، حتی در مواقعی که تاریکی اتاق کاملا مشهوده! یا خوش سفر و اهل خرج کردن برای رستوران و خوراکی نیستند! و جالبه که پسر عمه ی من هم که پدرش اراکی و از افراد سطح بالا هست، مدتهاست دچار افسردگی شدید شده و میگه: پدرم حتی برای رفتن به روانکاوی که 300 هزار تومن میگیره، پول نمیده.

برچسب: نویسنده: مینا حیدری تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 12:59

صفحه بندی